تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    حکایت بعضی از ما آدما مثله....

    مثله پنجره ست اگه بازباشه همه میخوان توش سرک بکشن...بهتره خیلی باز نشه....

    مثله کتابه هرچی جلوتر میری پیچیده تر میشه ...بایداز اول بخونیش ...

    مثله خورشیده ...بادوریت سرد میشن...بانزدیکیت میسوزن ....نه نزدیک ودوری، دوستت دارن...

    مثله قایقه....بهت نیاز دارن سفت بهت میچسبن ...به ساحل سلامتی میرسن تو میمونی وخودت..

    مثله پرنده است...هرچه محبت کنی به هر پنجره بازی هوایی میشن...

    مثله آینه است... زیباییهاشونو نشون بدی خوبی...... وگرنه بهت نگاهم نمیکنن...

    مثله دیواره... تاهستی بهت تکیه میدن ....میشکنی یه دیوار دیگه میسازن..

    مثله درخته...میخوان سایه بدی...میوه بدی... بشکننت ...بسوزوننت... چه بلایی که سرت نمیارن ...تازه جایی هم نمیتونی بری....

    مثله دریاست....ازدوربهت نگاه میکنن آروم....به سمتشون میری ازت فرار میکنن...

    مثله گله.... تانباشی مصنوعیشم ترجیح میدن....

    مثله چتره... فقط برای بارون میخوانت...تابارون بعدی فراموشت میکنن....


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : مثله ,میکنن ,حکایت بعضی ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر